تبليغاتX
آرشیو ناصر اصغری

جمعه ششم شهریور 1388

جنبش "آبي ها" با جنبش سرخ پيوند عميق دارد

 

سايت اينترنتي "جهان نيوز" روز ٣١ مرداد ماه مطلبي از قلم محسن مهديان تحت عنوان "جنبش آبي‌ها در حال پيوند به آشوب سبز" دارد كه از هر جهت خواندني است. نسبت به وضعيت آشفته اقتصادي رژيم، عدم سرمايه‌گذاري سرمايه‌داران خارجي، بيكاري، فقر و نداري بخش اعظم جامعه و افزوده شدن بر تعداد اين بخش؛ روند شدن اعتراض كارگران و غيره هشدار مي‌دهد. نويسنده مطلب فوق كه به نظر مي‌آيد از طرفداران بخش "سبز" حكومت باشد، هشدار مي‌دهد كه بجاي سركوب خودي‌ها، به فكر مقابله با "آبي‌ها" باشند. ايشان كارگران را يقه آبي (كارگران، معلمان، پرستاران و غيره) مي‌نامد و در مقابل آن، سرمايه‌داران و كارفرمايان در همدستي با مقامات دولتي را يقه سفيد. گرچه در فرهنگ رايج سياسي، يقه آبي و يقه سفيد اين چنين دسته‌بندي نمي‌شوند، اما همينكه ايشان كارگران را بدرست در مقابل رژيم و عواملش در محيط كار مي‌بيند، اين دسته‌بندي حداقل در اين چهارچوب درست است و از ايشان مي‌پذيريم! نگاهي گذرا به بهانه اين مطلب به جنبش كارگري در اين دوره خالي از لطف نيست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر اصغری در 19:38 |  لینک ثابت   • 

جمعه ششم شهریور 1388

نگاهی به اعتصاب كارگران شهرداری تورنتو

شهروند 1243  پنجشنبه 20 آگوست  2009

 

اعتصاب مهم كارگران شهرداری تورنتو برای بسیاری از ما ایرانیان مقیم كانادا، همزمان بود با وقایع اخیر ایران و در نتیجه توجه بسیار كمی را به آن مبذول داشتیم. هوای نسبتا گرم و بوی نه چندان خوشایند زباله‌های جمع آوری نشده گرچه سر و صدای زیادی را در خیابان‌های تورنتو بلند كرد، ما اما ترجیح دادیم به یوتیوب و سایت‌های اینترنتی مراجعه كنیم و گاهی هم تظاهراتی در حمایت از اعتراضات مردمی در ایران برپا كرده و سازمان بدهیم. اعتصاب این كارگران به پایان رسید، اما اعتراض مردم ایران همچنان گرم و بویش معطر است.

این یادداشت گرچه جنبه خبری دارد، اما به شدت جانبدارانه است. جانبدارانه نه اینكه بخواهم مسائلی را كه خوشایندم نبوده زیرسبیلی رد كنم؛ بلكه جانبدارانه از این جهت و نوع كه با بازپس گیری حقوقی كه سالها برای آن مبارزه شده بود و بسیاری از ما، بدون اینكه آگاهانه بر آن واقف باشیم از آن لذت می بریم، حالم گرفته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر اصغری در 19:37 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388

"تشكیل" شورای اسلامی كار در نیشكر هفت تپه

 

امروز خبری در ایلنا، خبرگزاری كار ایران، منتشر شده بود مبنی بر اینكه "شورای اسلامی كار در شركت نیشكر هفت تپه تشكیل شد." همچنین خبر دیگری نیز در سایتهای اینترنتی منتشر شده است كه "علی نجاتی و رحیم بسحاقی از فعالین کارگری و اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب اسلامی شهرهای دزفول و شوش احضار شدند." در بخشی از خبر مربوط به تشكیل شورای اسلامی كار آمده است: «"تعداد شوراهای اسلامی كار در استان خوزستان به یكصد و بیست و یك رسید"، ‌این را هوشنگ درویش در تایید خبر تشكیل شورای اسلامی كار كارخانه نیشكر هفت تپه می‌گوید؛ از پشت تلفن و با لحن كسی كه مدتی است مبارزه‌ای طاقت‌فرسا را با پیروزی به پایان رسانده اما خستگی آن هنوز بر تنش سنگینی می‌كند.» 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر اصغری در 5:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

كارگران باید دخالت كنند

 دوستی از ایران خبری در باره کارگران شرکت واگن پارس ارسال كرده بود كه حاوی چند نكته مهم است. در این خبر آمده است كه "صنایع سنگین ایران یك به یك در حال ورشكستگی هستند." در بخشی از این خبر آمده است: "کارخانه واگن پارس که در زمينه توليد واگنهای راه آهن و مترو فعاليت دارد و زمانی ضمن مصارف داخلی توليدات خود را به کشورهايی نظير سوريه، اندوزی و غيره صادر می کرد اکنون مدت سه ماه است که حقوق کارگران خود را پرداخت نکرده است و مدير عامل آن در سخنرانی خود برای کارگران اين کارخانه تاکيد کرده است که "هيچ پولی برای پرداخت حقوق عقب افتاده آنها وجود ندارد و کسانی که نمی خواهند به کار در اين کارخانه ادامه دهند می توانند از اين کارخانه بروند!"

در بخش دیگری از این خبر آمده است: "امروز (٧ مرداد) کارگران شرکت واگن پارس بعد از سه ماه کار بدون حقوق و چندين اعتراض نمادين تمام شيشه‌ها، ميزها، صندليها، تابلوها و ديگر وسايل سالن غذاخوری اين کارخانه را شکستند. اين اعتراض از حرکت ساده کوبيدن قاشقها بر روی ميزها قبل از صرف نهار شروع شد و به دليل بی توجهی مديران اين شرکت و تهديد کارگران توسط حراست اين کارخانه به خشونت کشيده شد."

امروز جنبشی اعتراضی كل جامعه ایران را در خود فروبرده است. وضعیت این جامعه بشدت بحرانی شده و دخالت منسجم و متشكل كارگران را می طلبد. كارگران بخش اعظم معترضین این دوره را تشكیل می دهند. بیشترین مشقات را بر این بخش از جامعه وارد كرده اند؛ و بیشترین نفع در سرنگونی جمهوری وحشت اسلامی، نصیب همین كارگران خواهد شد. مسئولین ریز و درشت این رژیم ـ كه در سركوبهای اخیر عكسهای باتوم بدستانی كه در همین رژیم كارخانه های مفت و مجانی به آنها اهدا شده است ـ رك و راست به كارگران می گویند كه سه ماه و سه سال كار كرده اید، پولی نمی دهیم؛ اگر خوشتان نمی آید از این كارخانه بروید!؟ به این می گویند سر گردنه گیری اسلامی. قلدری و گردن كلفتی! جواب شایسته كارگران را می طلبد.

خبر دزدیهای سران این رژیم را همه شنیده اند. مبلغ افسانه ای در حسابهای (بانكی فقط خارج از ایران) سران دزد این رژیم چندی پیش افشا شد. خبر بیرون كردن ١٨ میلیارد دلار و ١٠٠ تن شمش طلا از ایران و توقف آن توسط دولت تركیه هم آخرین این دزدیهای افسانه ای حكام وحشی این سرزمین است. با تمام اینها، وقیحانه نان شب فرزندان كارگران را گرو گرفته اند. این دزدیها فقط با نپرداختن دستمزد كارگران، با چپاول ثروت این سرزمین، با استثمار و ارعاب و ایجاد وحشت امكان پذیر است. هر روزی كه این دزدان گردنه بگیر بر این مملكت حكومت كنند، یك روز بر سیاهی و تباهی در این جامعه افزوده شده است. كارگران چاره ای ندارند جز اینكه یكپارچه و متحد به میدان بیایند و دوش به دوش زنان و جوانان، دوش به دوش مردم آزاده كار این رژیم را تمام كنند و به این همه تباهی نقطه پایانی بگذارند.

٣١ ژوئیه ٢٠٠٩

برای اولین بار در سایت "روزنه" درج گردید.

نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:10 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

مطالبه ای كه مردم را در خیابان‌ها نگه می دارد

شعار متحد كننده مردم در اعتراضات این دوره در ایران، شعار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی بوده است. نحوه بیان این شعار، بنابر موقعیت و زمان و مكان می تواند متفاوت باشد. "مرگ بر دیكتاتور"، "مرگ بر خامنه ای"، "مرگ بر جمهوری اسلامی"، "حكومت مذهبی نمی خواهیم"، "مرگ بر روسیه" و غیره همگی فرم‌های متفاوتی از شعار سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند. این شعار متحد كننده است و تقریبا تمام سرنگونی طلبان چه راست پرو غربی و چه چپ كمونیست را متحد می كند. در پروسه رادیكالیزه شدن این اعتراضات و پیگیر بودن در تداوم انقلاب است كه آلترناتیوی بر آلترناتیو دیگر تفوق پیدا می كند.

اما در مواقع بحرانی و انقلابی، هر روز شعار و خواستی می تواند مردم را در خیابانها نگه دارد و با در نظر داشتن شعار متحد كننده، خواست و مطالبه در صحنه نگه دارنده را نیز باید مد نظر داشت و برای آن كار كرد.

 

سخنان رفسنجانی در نماز جمعه

موقعیت امروز جمهوری اسلامی، بدون شك حتی اگر اعتراضات میلیونی خیابانی را هم در نظر نگیریم، با موقعیت آن در یك هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری تفاوت اساسی دارد. جنگ خونینی كه در بدنه هیأت حاكمه این رژیم براه افتاده است، امكان سازشی برایشان باقی نگذاشته است. احمدی نژاد چند روز قبل از ٢٢ خرداد رسما اعلام كرد كه اگر دوباره انتخاب شود دمار از روزگار رقبایش در خواهد آورد. این گفته احمدی نژاد صرفا یك تهدید توخالی نبود. وی حتی در روز جمعه، همزمان با خطبه های نماز جمعه رفسنجانی در تهران، در مشهد در حال تهدید گروه و دار و دسته رفسنجانی بود. سخنان رفسنجانی در آن روز ظاهرا تند نبود و در دوایر سیاسیون از سازش رفسنجانی و "خیانت" ایشان صحبت به میان آمد. اما به نظر من رفسنجانی، حداقل در این برهه، قید سازش را زده است و اكنون تنها تكیه گاهش بر اعتراض خیابانی مردم است. این موضع و موقعیتی است كه گروه و باند رقیب بر او تحمیل كرده است. این كاملا بر او و بر دیگران هم مسجل است كه از تدوام اعتراضات توده ای تا به آخر سودی عایدش نخواهد شد؛ اما موقعیت كنونی هم بدون تداوم اعتراضات توده ای او را در موقعیت شكننده تری قرار خواهد داد. واقعیتی كه اكنون دیگر همه به آن واقفند این است كه جمهوری اسلامی تیر ٨٨ دیگر جمهوری اسلامی اردیبهشت ٨٨ نیست. اگر امورش را ظاهرا با نهادهائی چون "مجمع تشخیص مصلحت"، "خبرگان رهبری"، علما و فیضیه و غیره می گذراند و بحرانهایش را از طریق این نهادهای قرون وسطائی و اسلامی حل و فصل می كرد، امروزه دیگر كاملا آن عصاها را كنار گذاشته و بر بازوی نظامی و امنیتی خود تكیه دارد. در درون نهادهای نظامی و امنیتی هم دست به پاكسازیهائی زده است كه كاملا مطمئن باشد مزاحمتی برایش درست نمی شود.

با توضیحات بالا می خواهم این نكته از سخنان رفسنجانی كه به نظرم از موضع درگیریهای باندهای رژیم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود را یادآور شوم. رفسنجانی در سخنانش ـ شاید تنها نكته ای كه به نظر تند آمد و موجب عكس العملهایی هم شد ـ خواست آزادی بازداشت شدگان اعتراضات اخیر بود. شاید رفسنجانی گوشه چشمی به آزادی دوستان و فك و فامیلهایش از زندان داشت، اما به نظرم همچنانكه خود وی هم در جواب شعارهای معترضین اشاره كرد كه "من دارم از شما بهتر می گویم"، منظور ایشان تداوم اعتراضات بود. درست بعد از این سخنان بود كه در خیابانها شاهد سر دادن شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" بودیم. علاوه بر به قتل رساندن دهها نفر از معترضین خیابانی، از جمله ندا آقا سلطان، رژیم اسلامی هزاران نفر را هم دستگیر كرده و تاكنون چندین تن از این بازداشت شدگان را نیز زیر شكنجه به قتل رسانده است. نكته ای كه می تواند اعتراضات توده ای را متحدتر كند و حول آن مردم را در صحنه نگه دارد، همچنانكه در "ده خواست فوری مردم!" هم آمده است، "آزادی زندانیان سیاسی" می باشد.

البته كه برای رفسنجانی و موسوی و گنجی و كروبی، طرح خواست "آزادی بازداشت شدگان اخیر" یك فشار سیاسی بر باند رقیب است و تنها دوستان و فك و فامیلهای مورد غضب قرار گرفته شان را مد نظر دارند، اما برای مردم معترضی كه می خواهند از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند، موضوع، آزادی بدون قید و شرط كلیه زندانیان سیاسی است كه قدمی در راه رهائی از بختك اسلامی می باشد.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

٢١ ژوئیه ٢٠٠٩

برای اولین بار در سایت "روزنه" درج گردید.

نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

اعتراضات مردم چه بلائی سر "مرتضی محیط"ها می آورد؟

دوستی به اسم محمود كلانتری نوشته ای در باره مرتضی محیط نوشته اند كه از جهاتی هم جالب است و هم گویای حال "چپ"های مثل مرتضی محیط. اجازه بدهید قسمتی از نامه محمود كلانتری را اینجا نقل قول كنیم. "در طول چند هفته‌ی اخیر شاهد اظهار نظرها و جبهه‌گیری‌های «بدیع» و عجیبی از آقای مرتضی محیط بوده‌ایم. ایشان چنان جمله‌های حیرت‌انگیزی ارائه می‌کنند که تنها واکنش ممکن به آن سکوت است: «جیمز پتراس چه می‌فهمد در ایران چه خبر است؟»، «جوادی آملی به اپوزیسیون پیوسته است.» ... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

جمهوری اسلامی، از اینجا! (٣)

بحران آخر جمهوری اسلامی

 

اما چرا بحران‌ها در جمهوری اسلامی كاهش نیافتند؟ چرا هر روز بحرانی بر بحران روز پیش افزوده شد و كار به جائی كشید كه در آخرین پله از این بحران‌ها، بر روی همدیگر اسلحه كشیدند؟

در یك سطحی می توان گفت كه جمهوری اسلامی با بحران‌های اقتصادی، سیاسی، نسلی و فرهنگی از همان روز سر كار آمدنش روبرو شد. همچنانكه پیشتر گفتم، جمهوری اسلامی برای درهم شكستن تلاش مردم انقلاب كرده متولد شده بود. بحران‌های سرمایه داری در ایران زمان شاه غیرقابل حل شدند و با اعتراض میلیونی جامعه روبرو شد. این اعتراضات منجر به انقلاب ۵٧ شد كه نهایتا شاه را سرنگون كرده و بعد از یك دوره دو سه ساله، با سركوب شدید جمهوری اسلامی روبرو شد و شكست خورد. اما هیچ بحرانی را نمی شود برای دوره ای طولانی با سركوب از چشم جامعه دور نگه داشت. در عوض بحران‌هایی كه رژیم جمهوری اسلامی با آن روبرو شد، بقول خودشان دقیقه ای شدند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:7 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

انقلاب مردم، توده ایها و ماجرای شتر و روباه

 با مشاهده تحركات توده ای ـ اكثریتی ها در تقابل با اعتراضات این دوره به جمهوری اسلامی، یاد مثل شتر و روباه، كه اخیرا دوستی برایم تعریف كرد، افتادم. می گویند روباهی به شتری گفت كه یه روز می خورمت. شتر هم بهش خندید كه تو روباه فكسنی، چطور میتونی مرا بخوری. تا اینكه روزی شتر خودش را به مردن می زند و روباه سر رسید و شتر را مرده می بیند. ابتدا برای مطمئن شدن چند بار شتر را گاز می گیرد. وقتی كه "مطمئن" شد كه شتر مرده است، اول محاسبه كرد كه چكار كند. با خودش فكر كرد كه اگر اینجا بخورمش، گرگ سر می رسد و نمی گذارد بخورم؛ پس بهتر است به سوراخم ببرم. روباه دم شتر را محكم به دم خودش می بند و شروع می كند به زور زدن كه "لاشه" شتر را به سوراخش ببرد. چند بار كه زور می زند و شتر هم كه مطمئن می شود دمشان محكم به هم گره خورده است، بلند می شود و روباه را با خود می كشد. در همین حین گرگ سر می رسد و از روباه می پرسد كه كجا می رود؟ روباه هم در جوابش می گوید كه فعلا هر جا شتر برد او هم هست.

این اما ماجرای توده ای ـ اكثریتی های خط امامی است. هر جائی كه رهبران خط امام اینها را ببرند، اینها هم به آنجا می روند. خط امامشان حتی اگر امروز هم نیافتند، چند صباحی بیشتر به افتادنشان نمانده است.

واقعا چه كسانی وقیح تر از توده ایها هستند كه در اعتراضات میلیونی به جمهوری اسلامی، این چنین تلاش برای سر پا نگه داشتن آن را دارند؟! ترسشان را ما متوجه هستیم كه اگر رژیم اسلامی بیافتد، پرونده دست داشتن توده ای ـ اكثریتی ها در كشت و كشتار مردم به دست جامعه خواهد افتاد. فعلا دارند زیر شنل احمدی نژاد ـ رادان ناخونهای پر از چركشان را می جوند. تضمین می كنیم كه این خاكریز دفاع از جمهوری اسلامی را نیز از سر راه برداریم.

٢٧ ژوئن ٢٠٠٩

برای اولین بار در سایت "روزنه" درج گردید.

نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:5 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

كارگران و راسیسم جمهوری اسلامی

 

 

طبق اخباری كه اخیر روی سایتها رفته است، به جزء دو نفر از بازداشت شدگان مراسم اول مه ٨٨، بقیه دستگیر شدگان، با پرداخت وثیقه های سنگینی آزاد شده اند. سعید یوزی و كاوه مظفری روز ٢ تیر و روز قبل از آن هم جعفر عظیم زاده و غلامرضا خانی از آخرین این دستگیر شدگان بودند.

 

اعتراض بین المللی به دستگیری این كارگران، و جنبش اعتراضی اخیر كه می رود تا درب زندانها را جا كنده و كلیه زندانیان سیاسی را آزاد كند، در عقب نشینی رژیم و تحمیل آزادی فعالین كارگری نقش تعیین كننده ای داشته اند. اما تا فرارسیدن آن روز، باید رژیم اسلامی فشار اعتراضات بین المللی برای آزادی كلیه زندانیان سیاسی را همچنان بر خود احساس كند. منصور اسانلو و ابراهیم مددی، از اعضای هیئت مدیره سندیكای كارگران شركت واحد تهران و حومه همچنان در زندان بسر می برند و تحت فشارهای فیزیكی و روحی شدیدی قرار دارند.

 

موضوع مهم دیگری در همین رابطه، عدم آزادی دو تن از بازداشت شدگان اول مه ٨٨، مهدی فراهی شاندیز و سعید رستمی، است كه دلیل خودداری رژیم از آزادی سعید رستمی عمدتا محل تولد وی بوده است. رژیم اسلامی برای آزادی مهدی فراهی شاندیز یك قرار وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی تعیین كرده، كه همانند تمامی برخوردهای این رژیم به كارگران و شهروندان این جامعه غیرانسانی و اسلامی است. در اطلاعیه ای از "اتحادیه آزاد كارگران ایران" آمده است كه رژیم احتمالا سعید رستمی را از ایران اخراج كرده و به افغانستان باز می گرداند.

 

گرچه عرصه مبارزه با راسیسم دولتی و رسمی جمهوری اسلامی، عرصه ای تازه برای كارگران نبوده است، اما در مبارزات و اعتراضات پیش روی حتما این موضوع را نیز برجسته خواهیم كرد تا عالم و آدم این را نیز بدانند كه هزینه برگزاری مراسم مستقل اول مه در جمهوری اسلامی در كنار زندان و شكنجه و ترور و غیره، با دیپورت مهاجرین هم هست!

 

 

دو بند مهم قطنعامه كارگران ایران در اول مه ٨٨: "١١ ـ ما خواهان آزادي كليه كارگران زنداني از جمله منصور اسالو و ابراهيم مددي و لغو كليه احكام صادره و توقف پيگرد هاي قضايي و امنيتي عليه فعالين كارگري هستيم. و

 

١٣ ـ ما بخشي از طبقه كارگر جهاني هستيم و اخراج و تحميل بي حقوقي مضاعف بر كارگران مهاجر افغاني و ساير مليت ها را به هر بهانه اي محكوم مي كنيم." می باشند. تمامی كارگران و فعالین كارگری و جنبشهای اعتراضی دیگر متشكل در ١٠ تشكل و نهادی كه این قطعنامه را امضا كردند و صف میلیونی مردمی كه شعار "مرگ بر دیكتاتور"شان رهبر رژیم اسلامی را دست به دامن امام زمان كرده است، این دو بند را پی خواهند گرفت. جمهوری اسلامی بداند كه این را تضمین می كنیم.

 

٢٧ ژوئن ٢٠٠٩

 

برای اولین بار در سایت "روزنه" درج گردید.

نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم مرداد 1388

جمهوری اسلامی، از اینجا! (٢)

پراكندگی صفوف دشمن

در یك نقل قول كلاسیك، یكی از سه شروط وقوع انقلاب، پراكندگی صفوف هیأت حاكمه و یا عدم توانائی حكومت كردن از جانب هیأت حاكمه است. چنین پراكندگی ای حاصل بحران‌هائی است كه هیأت حاكمه قادر به حل آنها نیست. جمهوری اسلامی اما خود حاصل بحران در صفوف بورژوازی، حتی قبل از سر كار آمدن بود. حاصل شكست انقلاب ۵٧ بود. مردم در گرماگرم انقلاب هیچگونه وعده و وعیدی از شاه و نخست وزیران "لیبرال" و غیرلیبرالش قبول نكردند. به كمتر از رفتن آن رژیم رضایت نمی دادند. برای به خانه فرستادن مردم، خمینی، كه بی بی سی او را در ماه و سمبل مبارزه علیه شاه كرده بود، اتفاقا وعده‌هائی داد كه بخاطر مخالفت با بعضی از آنها با رژیم پهلوی در افتاده و تبعید شده بود. آزادی پوشش لباس به زنان، حق رأی همگانی، تقسیم اراضی و غیره از حقوقی بودند كه خمینی سرسختانه با آنها مخالفت كرده بود. ایشان همچنین وعده آزادی احزاب سیاسی، رایگان كردن مایحتاج اولیه مردم، مانند آب و برق و نفت و غیره را نیز داد. "شورای انقلاب" قبل از انقلاب كه شامل مرتجعینی چون بازرگان، مطهری و رفسنجانی بود، از طرف خمینی مأمور شدند كه مبارزات كارگران نفت را در نطفه، با صدا خفه كن، خفه كنند. در همان اولین روزهای بعد از سرنگونی رژیم شاه، بازرگان و فروهر كه از یاران نزدیك خمینی بودند، در دولت موقت برای جامعه و بطور مشخص كارگران معترض خط و نشان كشیدند. اسلحه بر زمین افتاده رژیم پهلوی را بلند كرده با همان سیاست و منطق شروع به سركوب انقلاب كردند. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ناصر اصغری در 10:3 |  لینک ثابت   •